close
نازچت
مجله تفریحی و سرگرمی
loading...
سرویس سایت سایت رزبلاگ بزرگترین سرویس ارائه خدمات سایت نویسی حرفه ای در ایران

مجله تفریحی و سرگرمی

مجله تفریحی و سرگرمی

صداقت

صداقت

 

روزی بابی لوییس بچه هایش را برای بازی گلف برده بود، به باجه بلیت فروشی که رسید پرسید:

 

- "ورودی چقدر است ؟"

- "سه دلار برای خودتان و سه دلار برای بچه های شش سال به بالا؛ بچه های شش ساله و کوچک تر هم نیازی به بلیت ندارند. 

بچه های شما چند ساله اند ؟"

- "این آقای وکیل سه سال دارد و آن آقای دکتر هفت سال. پس باید شش دلار بدهم."

بلیت فروش گفت:

- " گنجی چیزی پیدا کرده ای؟ می‌توانستی سه دلار را به جیب بزنی و بگویی این آقای دکتر شش سال دارد. من که متوجه تفاوتش نمی شدم."

بابی در جواب گفت :

" درست است، اما بچه ها که متوجه می‌شدند."

 

💠 اولین درسی که والدین باید به فرزندان خود بیاموزند، صداقت است.

بازدید : 5 تاریخ : شنبه 20 خرداد 1396 زمان : 2:31 نویسنده : مدیر وبلاگ نظرات ()

نظریه‌ی اثر بزرگ پایانی

نظریه‌ی اثر بزرگ پایانی

 

اگر به چهره‌ی قهرمانان ورزشی روی سکوهای المپیک نگاه کنید احتمالاً متوجه می‌شوید که برندگان مدال برنز از برندگان مدال نقره خوشحال‌تر هستند. 

 

دلیل این موضوع اثر پایانی است که ورزشکاران تجربه می‌کنند. ورزشکاران برنده مدال برنز مسابقات را با پیروزی (خاطره خوش) تمام می‌کنند اما برندگان مدال نقره با شکست (خاطره بد) مسابقات را به‌پایان می‌رسانند.

 

"دانیل کاهنمن" برنده نوبل اقتصادی در تحقیقی مشخص می‌کند که مغز ما در یادآوری خاطرات، اثر پایانی آن رویداد را به‌یاد می‌آورد و نتیجه می‌گیرد که آن موقعیت خوب یا بد بوده. مثلاً در پایان یک رابطه، اگر رابطه با گفتگوهای بدی پایان یابد افراد تمام آن رابطه را بد می‌دانند و برعکس.

 

کاهنمن به این اتفاق نام تئوری "اثر بزرگ پایانی" را داد. این تئوری می‌گوید که اقدام‌های آخر مهم است. شکل پایان دادن یک کار و آخرین اقدامات ما اگر رنگ و بوی پیروزی داشته باشد، ما احساس شکست نداریم و اگر اقدامات ما رنگ و بوی شکست بدهد، ما خودمان را شکست خورده می‌دانیم.

بازدید : 5 تاریخ : چهارشنبه 20 ارديبهشت 1396 زمان : 2:21 نویسنده : مدیر وبلاگ نظرات ()

داستان کوتاه

رشد کامل

 

"ادموند هیلاری" نخستین کسی بود که در سال 1953 از کوه اورست به عنوان مرتفع ترین کوه دنیا بالا رفت.

 

 جریان از این قرار است که هیلاری در سال 1952 کوشید که از کوه بالا رود، ولی نتوانست. 

 

یک هفته پس از این شکست، گروهی از کوهنوردان انگلیسی از او خواستند که برای اعضای گروه آنها سخنرانی کند. هیلاری در میان هلهله و تشویق‌های پر سر و صدای حضار در پشت میکروفن قرار گرفت.

 

سپس مشت گره کرده خود را به طرف نقشه کوه گرفت و با صدای بلندی گفت: 

💠 ای اورست، تو بار اول مرا شکست دادی، ولی این بار منم که تو را شکست خواهم داد! چون تو رشد کامل خودت را کرده‌ای، اما من هنوز در حال رشد کردن هستم.

بازدید : 6 تاریخ : جمعه 20 اسفند 1395 زمان : 2:24 نویسنده : مدیر وبلاگ نظرات ()

داستان مار و زنبور

ﺭﻭﺯﯼ ﺯﻧﺒﻮﺭ ﻭ ﻣﺎﺭ ﺑﺎ ﻫﻢ ﺑﺤﺜﺸﺎﻥ ﺷﺪ!

ﻣﺎﺭ ﻣﯿﮕﻔﺖ: ﺍﻧﺴﺎﻧﻬﺎ ﺍﺯ ﺗﺮﺱِ ﻇﺎﻫﺮ ﺧﻮﻓﻨﺎﮎِ ﻣﻦ ﻣﯿﻤﯿﺮﻧﺪ؛ ﻧﻪ ﺑﺨﺎﻃﺮ ﻧﯿﺶ ﺯﺩﻧﻢ!

ﺍﻣﺎ ﺯﻧﺒﻮﺭ ﻧﻤﯽ ﭘﺬﯾﺮﻓﺖ.

ﻣﺎﺭ، ﺑﺮﺍﯼ ﺍﺛﺒﺎﺕ ﺣﺮﻓﺶ، ﺑﻪ ﭼﻮﭘﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﺯﯾﺮ ﺩﺭﺧﺘﯽ ﺧﻮﺍﺑﯿﺪﻩ ﺑﻮﺩ؛ ﻧﺰﺩﯾﮏ ﺷﺪ ﻭ ﺭﻭ ﺑﻪ ﺯﻧﺒﻮﺭ ﮔﻔﺖ: 

ﻣﻦ ﺍﻭ ﺭﺍ ﻣﯽﮔﺰﻡ ﻭ ﻣﺨﻔﯽ ﻣﯿﺸﻮﻡ؛ ﺗﻮ ﺑﺎﻻﯼ ﺳﺮﺵ ﺳﺮ ﻭ ﺻﺪﺍ ﻭ ﺧﻮﺩﻧﻤﺎﯾﯽ ﮐﻦ!

ﻣﺎﺭ ﭼﻮﭘﺎﻥ ﺭﺍ ﻧﯿﺶ ﺯﺩ ﻭ ﺯﻧﺒﻮﺭ ﺷﺮﻭﻉ ﺑﻪ ﭘﺮﻭﺍﺯ ﮐﺮﺩﻥ ﺑﺎﻻﯼ ﺳﺮ ﭼﻮﭘﺎﻥ ﻧﻤﻮﺩ.

ﭼﻮﭘﺎﻥ ﻓﻮﺭﺍ ﺍﺯ ﺧﻮﺍﺏ ﭘﺮﯾﺪ ﻭ ﮔﻔﺖ: ﺍﯼ ﺯﻧﺒﻮﺭ ﻟﻌﻨﺘﯽ! 

ﻭ ﺷﺮﻭﻉ ﺑﻪ ﻣﮑﯿﺪﻥ ﺟﺎﯼ ﻧﯿﺶ ﻭ ﺗﺨﻠﯿﻪ ﺯﻫﺮ ﮐﺮﺩ.

ﻣﻘﺪﺍﺭﯼ ﺩﺍﺭﻭ ﺑﺮ ﺭﻭﯼ ﺯﺧﻤﺶ ﻗﺮﺍﺭ ﺩﺍﺩ ﻭ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﭼﻨﺪﯼ ﺑﻬﺒﻮﺩ ﯾﺎﻓﺖ.

ﺳﭙﺲ ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﻣﺸﻐﻮﻝ ﺍﺳﺘﺮﺍﺣﺖ ﺷﺪ ﮐﻪ ﻣﺎﺭ ﻭ ﺯﻧﺒﻮﺭ ﻧﻘﺸﻪ‌ی ﺩﯾﮕﺮﯼ ﮐﺸﯿﺪﻧﺪ:

ﺍﯾن باﺭ ﺯﻧﺒﻮﺭ ﻧﯿﺶ ﺯﺩ ﻭ ﻣﺎﺭ ﺧﻮﺩﻧﻤﺎﯾﯽ ﮐﺮﺩ!

ﭼﻮﭘﺎﻥ ﺍﺯ ﺧﻮﺍﺏ ﭘﺮﯾﺪ، ﻭ ﻫﻤﯿﻦ ﮐﻪ ﻣﺎﺭ ﺭﺍ ﺩﯾﺪ، ﺍﺯ ﺗﺮﺱ ﭘﺎ ﺑﻪ ﻓﺮﺍﺭ ﮔﺬﺍﺷﺖ!

ﺍﻭ ﺑﺨﺎﻃﺮ ﻭﺣﺸﺖ ﺍﺯ ﻣﺎﺭ، ﺩﯾﮕﺮ ﺯﻫﺮ ﺭﺍ ﺗﺨﻠﯿﻪ ﻧﻨﻤﻮﺩ!

ﭼﻨﺪ ﺭﻭﺯ ﺑﻌﺪ، ﭼﻮﭘﺎﻥ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﺗﺮﺱ ﺍﺯ ﻣﺎﺭ ﻭ ﻧﯿﺶ ﺯﻧﺒﻮﺭ ﻣﺮﺩ!!!!!

 

💠 ﻣﻮﺍﻇﺐ ﺗﻠﻘﯿﻦ ﻫﺎﯼ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺧﻮﺩ ﺑﺎﺷﯿﺪ!

بازدید : 5 تاریخ : دوشنبه 20 دي 1395 زمان : 2:51 نویسنده : مدیر وبلاگ نظرات ()

مدیریت مشتریان

پمدیریتارتباط مشتریان

 

اهمیتی ندارد که کسب‌وکارتان چه باشد، به هر حال امکانش وجود دارد که با مشتری‌های خشمگین یا ناراضی برخورد کنید. هنگامی که مشتریِ خشمگینی شما را تهدید می‌کند که دیگر از خدمات یا محصولات‌تان استفاده نخواهد کرد، واکنش شما چگونه است؟ برخی از شرکت‌ها اصلا پاسخ نمی‌دهند و برخی به پر کردنِ فرم‌های نظرسنجی، اکتفا می‌کنند. اما در مورد شرکت‌های تازه‌تأسیس، تلاش برای جلب دوباره‌ی اعتماد این مشتریان و درس گرفتن از بازخوردهای آنها، معمولا روش بهتری است. همان‌طور که #وارن_بافِت گفته است: «ما نمی‌توانیم فقط مشتری را "راضی" کنیم؛ بلکه باید یاد بگیریم که چگونه مشتری را "مشعوف" کنیم.»

 

⭕️ ۴ گام برای جلب دوباره اعتماد مشتریان ناراضی

 

1⃣ گوش دادن به مشتری

 

گوش دادن، گامی اساسی است. شما باید به مشتری‌تان این فرصت را بدهید که خودش را خالی کند و خشم و عصبانیتش را بیرون بریزد. در مقابل این وسوسه که چیزی بگویید یا صحبتش را قطع کنید، مقاومت کنید. (حتی اگر مشتری غیرمنطقی است یا حرف نادرستی می‌زند.) اگر در این نقطه صحبتش را قطع کنید، موقعیت بدتر می شود، طوری که مشتری احساس می‌کند که حرف‌هایش شنیده نمی‌شود. روی شکایت او کاملا تمرکز کنید و نشان دهید که واقعا گوش می‌دهید. اگر در جلسه‌ای حضوری هستید، با ارتباط چشمی و سر تکان دادن نشان دهید که واقعا اهمیت می‌دهید. اگر ارتباطتان تلفنی است، پیش از اینکه به یک راه‌حل برسید، حرف‌های مشتری را تکرار کنید تا تأکید کنید که دلیل ناراحتی او را شنیده و درک کرده‌اید.

همدردی با مشتری

 

همدردی نیز به اندازه‌ی عذرخواهی مهم است و باید پیش از آن بیاید، در غیر این صورت از ته دل به نظر نمی‌رسد. همه‌‌ی ما این را تجربه کرده‌ایم که گاهی کسی عذرخواهی کرده است، اما ما به طور ناخودآگاه می‌دانستیم که عذرخواهی‌اش حقیقی نبوده است. حتی اگر احساس می‌کنید که مشتری یا ارباب‌رجوع اشتباه می‌کند، اگر دوست دارید که موقعیت را تعدیل کنید، باید با او همدردی کنید. این کار همیشه راحت نیست، اما الزامی است.

سوق دادن مشتری به سوی یک راه‌حل

 

این کار را با سؤال کردن می‌توان انجام داد. برای نمونه، پرسش‌هایی از این دست: «برای حل این مشکل چه کاری از دست ما ساخته است؟» «چگونه می‌توان این اشتباه را درست کرد؟» البته، مطرح کردن چنین پرسش‌هایی با پایان‌های بازی که دارند، ریسک‌هایی به همراه دارد، اما بیشتر افراد فقط توقع دارند که شکایتشان شنیده و تصدیق شود، بدون هیچ گونه اقدام دیگری! بدترین حالت ممکن این است که مشتری درخواست چیزی کند که شما قادر به انجامش نیستید. در چنین موقعیتی، می‌توانید بگویید: «از این که می‌خواهید این کار را برای شما انجام دهم، قدردانی می‌کنم. اما متأسفانه در موقعیتی نیستم که قادر به این کار باشم. کاری که از من برمی‌آید…» و آماده باشید تا قول­‌های‌تان را تا آخر، پیگیری کنید.

 ارائه‌ی یک اقدام مسئولانه

 

این اقدام به آنچه در گام قبلی مطرح شد، مربوط می‌شود. مسئله را در اسرع وقت حل کنید. همچنین با مشتری در تماس باشید تا مطمئن شود که مسئله حل شده است.

موقعیت‌های خاصی وجود دارد که در آنها یا باید اقدامات بیشتری صورت گیرد یا راه‌حلی پیدا نمی‌شود. هرچند بیشتر افراد، اگر به حرف‌هایشان گوش دهید، با آنها به‌درستی همدردی کنید، عذرخواهی کنید و صادقانه پیشنهاد کنید که کارها را درست می‌کنید، آرامش پیدا می‌کنند و شما می‌توانید به یک راه‌حلِ رضایت‌بخش برسید.

بازدید : 6 تاریخ : شنبه 20 شهريور 1395 زمان : 2:27 نویسنده : مدیر وبلاگ نظرات ()

تفاوت کارکنان امروزی با کارکنان ۱۰ سال پیش

تفاوت کارکنان امروزی با کارکنان ۱۰ سال پیش:

 

🎯 مطالعه موردی در ایران

 

🔹 طی تحقیقی که چند سال پیش به همت دکتر "بهزاد ابوالعلایی" پدر منابع انسانی نوین در ایران انجام شد، مهم‌ترین تغییرات کارکنان امروزی نسبت به کارکنان 10 سال پیش بررسی شد و اینکه کارکنان امروزی در زمینه روحیات، انتظارات و عملکرد چه تفاوت بزرگی با کارکنان گذشته دارند. نتایج بسیار جالب توجه بود:

 

کارکنان امروزی انتظارات و توقعات بیشتری دارند. 

ترقی‌خواه و افزون‌طلبند. 

حرمت و احترام بیشتری می‌خواهند. 

عجول و تیزبین‌ترند. 

باهوش‌تر و باسوادتر شده‌اند. 

پایبندی سازمانی کمتری هم دارند. 

سازمان را محلی برای امرار معاش می‌دانند. 

خود را مدیون سازمان نمی‌دانند. 

دوست دارند مشارکت کنند. 

طالب حضور در صحنه هستند. 

می‌خواهند یاد بگیرند. 

بی‌انضباط‌تر شده‌اند. 

برخوردهای خشک را نمی‌پذیرند. 

ابهام را نمی‌پذیرند. 

انتظار رشد شغلی دارند. 

بیش از قدیمی‌ها پرسش می‌کنند. 

دوست ندارند بگوییم چرا انجام بده و چگونه انجام بده و تعداد دیگری از پاسخ‌ها که با همین تعابیر بود. 

 

🔸 سپس از مدیران پرسیده شد، حال که معتقدید کارکنان نسبت به گذشته تغییر یافته‌اند، مدیران چگونه باید رفتار خود را تغییر دهند تا بتوانند بهره‌وری منابع انسانی را افزایش دهند. پاسخ مدیران به این پرسش نیز بسیار نقاط مهم و کلیدی داشت:

 

1- باید به کارکنان امروزی تفویض اختیار بیشتری کرد.

2- تبدیل مدیریت آمرانه به مدیریت مشارکتی و ایجاد سبک رهبری سازمان مناسب.

3- فرصت بیشتری برای نوآوری کارکنان به‌وجود آورد.

4- به ایده آنان احترام گذاشت و استفاده از خرد جمعی اولویت سازمان باشد.

5- باید اهمیت بیشتری به شخصیت و نیازهای روحی کارکنان داد.

6- فرصت رشد برای کارکنان را باید پدید آورد.

بازدید : 9 تاریخ : چهارشنبه 20 مرداد 1395 زمان : 2:41 نویسنده : مدیر وبلاگ نظرات ()

پدیده‌ی مسخ‌شدگی در تصمیم‌گیری

پدیده‌ی مسخ‌شدگی در تصمیم‌گیری

 

فرض کنید شما به یک بازارچه فروش محصولات خانگی رفته‌اید. دو مغازه فروش مربا وجود دارد.

مغازه اول چهار مدل مربا دارد: مربای هویج، سیب، به و آلبالو

مغازه دوم مرباها را ردیف کرده است؛ مربای هویج، آلبالو، بهارنارنج، پرتقال، پرتقال-لیمو، سیب-نارنج و و و و ... (بیش از بیست مدل)

فکر می کنید مردم از کدام‌یک خرید بیشتری خواهند کرد؟ پژوهش‌های میدانی در این زمینه بارها انجام شده و نتیجه این بوده:  افرادی که از مغازه اول خرید کرده‌اند به مراتب بیشتر از افرادی بوده‌اند که از دومی که اتفاقاً تنوع محصولات بیشتری هم داشته، خرید کرده‌اند.

 

‼️ این مساله در دنیای مدیریت استراتژيک، سرمایه گذاری و بازاریابی بسیار کلیدی است. بگذارید سه مثال دیگر بزنیم.

زمانی می‌خواهید تصمیم‌گیری کنید که وارد حوزه بیمه‌گری شوید یا اینکه وارد حوزه معدن‌داری. 

اما زمانی هم ممکن است مجبور باشید بین 40 رشته‌ی صنعتی مختلف دست به انتخاب بزنید. 

در حالت دوم، هم هزینه‌ی روانی شما بالا می رود، هم زمان انتخاب افزایش پیدا می‌کند و هم اینکه احتمال اشتباه افزایش پیدا می‌کند. 

فرض کنید می‌خواهید موبایل/خودرو/لپتاپ بخرید. وقتی تعداد گزینه‌ها زیاد است، پس از مدتی گشت ‌و گذار احساس می‌کنید که دیگر مغزتان کشش و توانایی تجزیه‌ و تحلیل گزینه‌ها را ندارد و در اغلب موارد به خرید همان مدل قبلی یا توصیه شده اکتفا می‌کنید. 

یا مثلاً می‌خواهید برای خرید بیمه عمر و بازنشستگی اقدام کنید، اگر با تعداد خیلی زیادی گزینه نزدیک به هم روبرو باشید اصلاً ممکن است تصمیم‌گیری را به تعویق بیاندازید. 

 

❓ علل مسخ شدگی در برابر گزینه‌های زیاد چیست؟

1- تعدد گزینه‌ها زمان بررسی را افزایش می‌دهد و مغز ما برای پردازش انرژی زیادی می‌طلبد.

2- مقایسه بین دو یا سه گزینه کاملاً متفاوت با یکدیگر کار بسیار ساده‌ای است. اما زمانی که تعداد گزینه‌ها افزایش پیدا می‌کند، تفاوت موجود بین گزینه‌ها بسیار کاهش پیدا می‌کند.

3- وقتی ما گزینه‌های مختلف را می‌بینیم، علاقه پیدا می‌کنیم که گزینه‌ی کامل را پیدا کنیم. مثلاً در سرمایه‌گذاری گزینه‌ای که هم نقدینگی پیوسته تولید کند، هم خوشنام باشد، هم کم ریسک باشد، هم پر استرس نباشد و هم درآمد بالا ایجاد کند، که البته تا آنجا که اطلاع داریم خداوند چنین گزینه‌ای را خلق نکرده است.

 

💎 تجویز راهبردی: 

این مساله‌ای است که من به عنوان یک شهروند، پدر/مادر، کارمند، مدیر ارشد سازمان یا کشور حتی دبیر کل سازمان ملل با آن روبرو هستم. چه باید بکنم؟ سه پیشنهاد وجود دارد:

1- افسانه‌ی گزینه‌ی کامل را رها کنید. هیچ گزینه‌ای نیست که همه مختصات آن عالی باشد. اگر هم باشد حتماً هزینه‌ی بدست آوردنش بالاست بنابراین باز هم ناقص است. رها کردن این افسانه باعث می‌شود مغز شما یک نفس راحت بکشد.

2- قبل از اینکه در معرض گزینه‌های متعدد قرار بگیرید، اهداف و معیارهای خود را مشخص کنید. وقتی شما با معیارهای روشن به بازار مراجعه می‌کنید دست کم می‌دانید چه نمی‌خواهید!

3- از معیارهای قطعی برای حذف استفاده کنید. یعنی با استفاده از چند معیار روشن از لیست بلند گزینه‌ها، گزینه‌ها را حذف کنید و به لیست کوتاه برسید. اینگونه می توانید با تمرکز روی گزینه‌های کمتر و صرف زمان و انرژی کمتر، این کار را آسان‌تر و سریع‌تر انجام دهید. به عنوان مثال وقتی می‌دانید که برای خرید موبایل نمی‌خواهید بیشتر از 500 هزار تومان خرج کنید و همچنین باید دو سیم کارته باشد تعداد گزینه‌های شما از هزار تا به 5 گزینه تقلیل پیدا می‌کند. 

تجربه نشان داده است که ما مجبوریم که تصمیم‌گیری کنیم. بنابراین از تصمیم‌گیری فرار نکنید. مغز انسان هر چقدر بیشتر تصمیم‌گیری کند، پیچیده‌تر، توانمندتر و بهتر خواهد شد. از عضلات مغز خود کار بکشید.

 

مجتبی لشکربلوکی

بازدید : 5 تاریخ : یکشنبه 10 مرداد 1395 زمان : 2:48 نویسنده : مدیر وبلاگ نظرات ()

سبک های مدیریتی

مدیریت پیونددهنده

آخرین سبک از مدیریت، مدیریت پیونددهنده است. مدیر پیونددهنده با خلق پیوند احساسی، وابستگی و تعلق به سازمان را به افراد القا می‌کند. اگر این سبک را در یک جمله خلاصه کنیم، باید گفت سبکی است که در آن «افراد در اولویت هستند». هنگامی که اعضای تیم نیاز به بهبودی از یک واقعه دارند، یا زمانی که لازم است اعتماد از دست رفته دوباره احیا شود، این سبک مدیریتی، بهترین است. اما این سبک را نباید به تنهایی به کار برد زیرا تکیه‌ی محض بر تشویق و تمجید، موجب ضعف عملکرد و کمبود هدایت‌گری شود.

 

🔶 ویژگی‌های مدیر پیونددهنده

توانایی محول کردن کارها

یافتن نکات مثبت در دشواری‌ها که به کارکنان امید می‌دهد

 

🔷 مدیران پیونددهنده برای موفقیت باید موارد زیر را در نظر بگیرند:

حفظ خشنودی پیروان و ایجاد هماهنگی میان آنها

ایجاد اعتماد میان اعضا با استفاده از مزایای فضای نوآوری و عملکرد بالا

بازدید : 5 تاریخ : پنجشنبه 20 خرداد 1395 زمان : 2:16 نویسنده : مدیر وبلاگ نظرات ()

خردمند و نادان

نادانی رو به خردمندی کرد و گفت فلان شخص ثروتمندترین مرد شهر است. باید از او آموخت و گرامی‌اش داشت.

خردمند خندید و گفت فلانی کیسه‌اش را از پول انباشته، آنگاه تو اینجا با جیب خالی بر او می‌بالی و از من می‌خواهی همچون تو باشم ...؟!

نادان گفت بسیارخوب پس گرامی‌اش مدار، بزودی از گرسنگی خواهی مرد ...

خردمند خندید و از او دور شد .

از گردش روزگار مرد ثروتمند در کام دزدان افتاد و آنچه داشت از کف بداد و دزدان کامروا شدند.

چون چندی گذشت همان نادان رو به خردمند کرد و گفت فلان دزد بسیار قدرتمند است. باید همچون او شکست‌ناپذیر بود.

و خردمند باز بر او خندید... 

و فردای حرف نادان دزد به چنگال سربازان فرمانروا اسیر شده، برهنه‌اش نموده و در میدان شهر شلاقش می‌زدند.

خردمند دید نادان با شگفتی این ماجرا را می‌بیند. 

دست بر شانه‌اش گذاشت و گفت عجب قهرمان‌هایی داری، هر یک چه زود سرنگون می شوند! 

و نادان از روی لجاجت گفت قهرمان‌های تو هم به خواری می‌افتند. 

خردمند خندید و گفت قهرمانان من در ظرف اندیشه تو جای نمی‌گیرند، همین جا بمان و شلاق خوردن آن که گرامی‌اش میداشتی را ببین، و با خنده از او دور شد.

 

💠 اندیشمند ظریفی می‌گوید : قهرمان‌های آدم‌های کوچک، همانند آن‌ها زودگذرند .

بازدید : 4 تاریخ : چهارشنبه 20 خرداد 1394 زمان : 2:39 نویسنده : مدیر وبلاگ نظرات ()

کمی تامل کنیم

 کسی که دربارۀ پول و دستمزدش زیاد اصرار نمی‌کند و خیال می‌کند دیگران انصاف دارند،

❗️ احمق نیست،

🌱 مناعت طبع دارد.

 

🔷 کسی که به موقع می آید و برای با کلاس بودن، عده‌ای را منتظر نمی‌گذارد،

❗️ احمق نیست،

🌱 منظم و محترم است.

 

🔷 کسی که برای حل مشکلات دیگران به آنها پول قرض می‌دهد یا ضامن وام آنها می‌شود و به دروغ نمی‌گوید که ندارم و گرفتارم،

❗️ احمق نیست،

🌱 کریم و جوانمرد است.

 

🔷 کسی که از معایب و کاستی‌های دیگران، در می‌گذرد و بدی‌ها را نادیده می‌گیرد،

❗️ احمق نیست،

شریف است.

 

🔷 كسی كه در مقابل بی‌ادبی و بی‌شخصيتی ديگران با تواضع و محترمانه صحبت می‌كند و مانند آنها توهين و بددهنی نمی‌كند،

❗️ احمق نيست،

🌱 مودب و باشخصيت است.

 

🔷 کسی که به حرف‌هایی که پشت سرش زده می‌شود، اهمیت نمی دهد،

❗️ بی‌خبر نیست،

🌱 صبور و با گذشت است.

 

💠 "انسان بودن هزينه سنگينی دارد"

بازدید : 4 تاریخ : چهارشنبه 20 خرداد 1394 زمان : 2:33 نویسنده : مدیر وبلاگ نظرات ()
تبلیغات
Rozblog.com رز بلاگ - متفاوت ترين سرويس سایت ساز

آمار سایت
  • کل مطالب : 10
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 0
  • آی پی امروز : 5
  • آی پی دیروز : 4
  • بازدید امروز : 1
  • باردید دیروز : 0
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 0
  • بازدید هفته : 13
  • بازدید ماه : 152
  • بازدید سال : 430
  • بازدید کلی : 430
  • مطالب